معنی ۱neutral · 85%
ضربهای تیز که با کف دست زده میشود.
مثالهای طبیعی
He felt a smack on his shoulder.
سیلیای روی شانهاش حس کرد.
The child heard a loud smack from outside.
کودک صدای بلند ضربهای را از بیرون شنید.
Was that smack meant as a warning?
آیا آن سیلی برای هشدار دادن بود؟
نکتهٔ کاربردی
smack یک ضربه یا صدای قابلشمارش است و فعل هم میشود.
