برخوردی شدید که میتواند چیزی را بشکند یا خراب کند.
مثالهای طبیعی
Three cars were involved in the motorway smash.
سه خودرو در تصادف بزرگراه درگیر شدند.
We heard a smash as the vase hit the floor.
وقتی گلدان به زمین خورد، صدای شکستن شدیدی شنیدیم.
The smash left broken glass across the pavement.
پس از برخورد شدید، خردهشیشهها در سراسر پیادهرو پخش شدند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی، car smash به تصادف شدید خودروها میگویند؛ در کاربرد عمومی میتواند صدای شکستن هم باشد.
