لکه یا اثری که با پخششدن مادهای نرم یا مرطوب روی سطح ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
A greasy smear remained on the glass.
لکهای چرب روی شیشه باقی مانده بود.
Wet paint left blue smears on the table.
رنگ خیس لکههای آبیِ کشیدهشدهای روی میز بر جا گذاشت.
Could you wipe that smear off the counter?
میشود آن لکهٔ پخششده را از روی پیشخوان پاک کنی؟
نکتهٔ کاربردی
smear لبههایی پخششده دارد، برخلاف نقطهای منظم یا قطعهای جامد و جدا.
