معنی ۱neutral · 95%
ویژگی مشخصی که با بینی درک میشود
مثالهای طبیعی
The smell of fresh bread filled the kitchen.
بوی نان تازه آشپزخانه را پر کرده بود.
There was a strange smell in the room.
بوی عجیبی در اتاق بود.
The market was full of different smells.
بازار پر از بوهای مختلف بود.
نکتهٔ کاربردی
پیش از چیزی که منبع بو است از smell of استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— بویی که از چیزی میآید

