لبخندی کوچک که خودپسندی یا بیاحترامی را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
He gave a smug smirk after winning.
او پس از پیروزی نیشخند مغرورانهای زد.
Her smirk annoyed the other players.
نیشخند او بازیکنان دیگر را عصبانی کرد.
Did you notice that smirk during the announcement?
موقع اعلام خبر آن نیشخند را دیدی؟
نکتهٔ کاربردی
smirk ممکن است گستاخانه به نظر برسد، برخلاف لبخند دوستانهٔ معمولی.
