معنی ۱neutral · 85%
قابل دودکردن یا مخصوص مصرف به شیوهٔ دودکردن.
مثالهای طبیعی
The law distinguishes smokable products from other forms.
قانون میان فرآوردههای قابل دودکردن و شکلهای دیگر تمایز قائل میشود.
The damp leaves were no longer smokable.
برگهای نمدار دیگر قابل دودکردن نبودند.
The exhibit includes smokable herbs used in rituals.
این نمایشگاه گیاهان دودکردنیِ مورد استفاده در آیینها را نیز در بر میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
smokable به معنی قابل استفاده برای دودکردن است؛ نه لزوماً بیضرر یا مجاز برای مصرف.
