معنی ۱neutral · 95%
گاز خاکستری، سفید یا سیاهی که هنگام سوختن چیزی تولید میشود
مثالهای طبیعی
Thick smoke came from the kitchen window.
دود غلیظی از پنجرهٔ آشپزخانه بیرون میآمد.
Do not breathe the smoke from the fire.
دود آتش را تنفس نکن.
We could smell smoke near the forest.
نزدیک جنگل میتوانستیم بوی دود را حس کنیم.
نکتهٔ کاربردی
smoke وقتی به مادهٔ تولیدشده هنگام سوختن اشاره دارد غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— دود غلیظی که دیدن از میان آن دشوار است

