معنی ۱neutral · 95%
سیگار کشیدن و دود آن را تنفس کردن.
مثالهای طبیعی
He does not smoke.
او سیگار نمیکشد.
Do people smoke here?
آیا مردم اینجا سیگار میکشند؟
She stopped smoking last year.
او سال گذشته سیگار کشیدن را ترک کرد.
نکتهٔ کاربردی
smoke اغلب در ارتباط با سیگار استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
stop smoking — سیگار کشیدن را ترک کردن

