معنی ۱neutral · 86%
مقدار کمی غذا که بین وعدههای اصلی خورده میشود.
مثالهای طبیعی
I eat a snack after school.
بعد از مدرسه میانوعده میخورم.
Take some snacks for the bus ride.
برای مسیر اتوبوس چند خوراکی با خودت بردار.
Would you like a snack before dinner?
میخواهی قبل از شام یک میانوعده بخوری؟
نکتهٔ کاربردی
میانوعده از غذای اصلی کوچکتر است و میتواند شیرین یا شور باشد.
ترکیبهای رایج
— میانوعده خوردن
