حالتِ چهرهای که تحقیر یا برتریجوییِ تمسخرآمیز را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
A faint sneer crossed the defendant’s face.
پوزخندِ محوی رویِ صورتِ متهم نقش بست.
Her sneer conveyed more contempt than the dialogue.
پوزخندِ او تحقیرِ بیشتری از گفتوگوها منتقل میکرد.
The boy’s sneer disappeared when the teacher approached.
وقتی معلم نزدیک شد، پوزخندِ پسرک از چهرهاش محو شد.
نکتهٔ کاربردی
Sneer تحقیر را میرساند، نه صرفاً لذتی را که یک لبخند نشان میدهد.
