معنی ۱neutral · 86%
خروج ناگهانی و پرسروصدای هوا از بینی و دهان که معمولاً نمیتوان جلوی آن را گرفت.
مثالهای طبیعی
A loud sneeze interrupted the film.
عطسهای بلند وسط فیلم را قطع کرد.
His sneezes started when the flowers opened.
با باز شدن گلها، عطسههای او شروع شد.
After her sneeze, I offered her a tissue.
بعد از اینکه عطسه کرد، به او دستمال دادم.
نکتهٔ کاربردی
Sneeze بهعنوان اسم قابلشمارش است: one sneeze و two sneezes. این واژه در موقعیتهای دیگر فعل هم هست.
