هنگام ناراحتی یا گرفتگی بینی، هوا را مرتب از بینی بالا کشیدن.
مثالهای طبیعی
The child sniffled throughout the lesson.
کودک در طول درس فینفین میکرد.
Are you sniffing or just starting to sniffle?
داری بینیات را بالا میکشی یا تازه فینفینت شروع شده؟
He began to sniffle after hearing the news.
او پس از شنیدن خبر شروع کرد به فینفین کردن.
نکتهٔ کاربردی
sniffle اغلب با سرماخوردگی یا گریهٔ آرام همراه است.
