با گریهای ضعیف و همراه با فینفین یا صدای بینی گریهکردن.
مثالهای طبیعی
The child snivelled outside the classroom.
کودک بیرون کلاس فینفینکنان گریه میکرد.
The actor was snivelling through the final scene.
بازیگر در سراسر صحنهٔ پایانی با گریه و فینفین بازی میکرد.
He tried not to snivel during the farewell.
او تلاش کرد هنگام خداحافظی فینفینکنان گریه نکند.
نکتهٔ کاربردی
بار منفی دارد و گریه را ضعیف یا زیادهازحد نشان میدهد، نه صرفاً نشانهٔ غم.
