تودهای گرد از برف فشرده که اغلب برای بازی در فضای باز درست میشود.
مثالهای طبیعی
Mia threw a snowball at her brother.
میا یک گلولهٔ برفی به سمت برادرش پرتاب کرد.
Two snowballs landed near our boots.
دو گلولهٔ برفی نزدیک چکمههایمان فرود آمد.
Can you make a snowball without gloves?
میتوانی بدون دستکش گلولهٔ برفی درست کنی؟
نکتهٔ کاربردی
Snowball جسمی قابلشمارش است، اما snow به معنی مادهٔ برف معمولاً غیرقابلشمارش است.
