نه خیلی خوب و نه خیلی بد؛ در حد متوسط و فقط تا اندازهای رضایتبخش.
مثالهای طبیعی
The food was so-so, but the service was excellent.
غذا معمولی بود، اما خدمات عالی بود.
I got a so-so grade on the test.
در امتحان نمرهای معمولی گرفتم.
The first episode seemed so-so to me.
قسمت اول به نظرم معمولی آمد.
نکتهٔ کاربردی
So-so غیررسمی است و بیشتر در گفتوگو به کار میرود. معمولاً شکل تفضیلی نمیگیرد؛ برای مقایسه میتوان از less impressive استفاده کرد.
