معنی ۱neutral · 90%
چیزی را کاملاً خیس کردن، یا آن را در مایع گذاشتن تا مایع را جذب کند
مثالهای طبیعی
Soak the shirt in cold water overnight.
پیراهن را یک شب در آب سرد بخیسانید.
The sudden downpour soaked everyone at the festival.
رگبار ناگهانی همهٔ افراد جشنواره را کاملاً خیس کرد.
Let the beans soak for several hours.
بگذارید لوبیاها چند ساعت خیس بخورند.
نکتهٔ کاربردی
`Soak` وقتی به کار میرود که مایع بهطور عمیق در چیزی نفوذ میکند یا چیزی برای مدتی در مایع میماند.
