معنی ۱neutral · 95%
مادهای که همراه آب برای شستن بدن، لباس یا چیزهای دیگر استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Wash your hands with soap and water.
دستهایت را با آب و صابون بشوی.
We need some soap for the bathroom.
برای حمام به مقداری صابون نیاز داریم.
The hotel provided a small bar of soap.
هتل یک قالب کوچک صابون فراهم کرد.
نکتهٔ کاربردی
soap غیرقابلشمارش است؛ برای یک قطعهٔ جامد از a bar of soap استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یک قطعهٔ جامد صابون

