معنی ۱neutral · 95%
مرتبط با ملاقات و وقت گذراندن با دیگران
مثالهای طبیعی
The club organizes social events every month.
باشگاه هر ماه رویدادهای اجتماعی برگزار میکند.
Our office is quite social after work.
بعد از کار فضای دفتر ما نسبتاً اجتماعی و صمیمی است.
I've become more social since moving here.
از وقتی به اینجا نقل مکان کردهام اجتماعیتر شدهام.
نکتهٔ کاربردی
برای فعالیتها، موقعیتها یا عادتهایی که در آنها ارتباط و وقت گذراندن با دیگران مهم است از social استفاده کن.

