به شکلی کمصدا و آرام.
مثالهای طبیعی
Please speak softly in the library.
لطفاً در کتابخانه آهسته صحبت کنید.
The door clicked softly behind us.
در پشت سر ما با صدایی آرام، در تق تق کرد.
Someone was singing softly upstairs.
کسی در طبقهٔ بالا داشت آرام آواز میخواند.
نکتهٔ کاربردی
Softly فعل را توصیف میکند؛ soft صفتی است که خود صدا یا یک شیء را توصیف میکند.
