معنی ۱neutral · 90%
تنها مورد از نوع خود یا تنها شخص مسئول
مثالهای طبیعی
Cost was not the sole reason for cancellation.
هزینه تنها دلیل لغو نبود.
She became the sole owner of the company.
او تنها مالک شرکت شد.
He was the sole survivor of the accident.
او تنها بازماندهٔ حادثه بود.
نکتهٔ کاربردی
`the sole + noun` برای تأکید بر نبود هر گزینهٔ جایگزین به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— تنها هدف
