معنی ۱neutral · 90%
انجامشده یا اجراشده توسط یک نفر بهتنهایی، نه یک گروه
مثالهای طبیعی
She released her first solo album last year.
او سال گذشته نخستین آلبوم انفرادی خود را منتشر کرد.
His solo journey across Iceland took three weeks.
سفر انفرادی او در ایسلند سه هفته طول کشید.
The student completed a solo flight before graduation.
دانشجو پیش از فارغالتحصیلی یک پرواز انفرادی انجام داد.
نکتهٔ کاربردی
`Solo` را پیش از اسم به کار ببرید تا نشان دهد فعالیتی بدون گروه انجام میشود.
