معنی ۱neutral · 90%
چیزی ناشناخته یا نامشخص.
مثالهای طبیعی
Something is under the chair.
چیزی زیر صندلی است.
I need something to drink.
چیزی برای نوشیدن لازم دارم.
Something happened yesterday.
دیروز اتفاقی افتاد.
نکتهٔ کاربردی
something به یک چیز اشاره میکند، نه یک شخص. معمولاً زمانی بهکار میرود که گوینده دقیقاً نمیداند آن چیز چیست.
