معنی ۱neutral · 90%
پسر یا مردی که فرزند یک نفر است.
مثالهای طبیعی
They have one son.
آنها یک پسر دارند.
This is my son, David.
این پسر من، دیوید است.
Her son lives in London.
پسر او در لندن زندگی میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به فرزند پسر در رابطه با والد یا والدین از son استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
only son — تنها پسر یک خانواده
