معنی ۱formal · 86%
شاعری که غزلواره یا سونت میسراید، بهویژه کسی که مرتب از این قالب استفاده میکند.
مثالهای طبیعی
The sonneteer read three new sonnets to the audience.
سونتسرا سه شعر تازهٔ خود را برای حاضران خواند.
Several sonneteers contributed to the collection.
چند سونتسرا در تهیهٔ این مجموعه مشارکت کردند.
She became a sonneteer after studying Renaissance poetry.
او پس از مطالعهٔ شعر دورهٔ رنسانس به سرودن سونت روی آورد.
نکتهٔ کاربردی
اسمی ادبی است و گاهی لحن تحقیرآمیز دارد؛ poet یا sonnet writer ممکن است خنثیتر باشد.
