معنی ۱formal · 90%
دارای صدایی پُر، بم و طنینانداز یا تولیدکنندهٔ چنین صدایی.
مثالهای طبیعی
Her sonorous voice carried to the back of the hall.
صدای پُرطنین او تا انتهای سالن میرسید.
The orchestra ended with a sonorous chord.
ارکستر اجرا را با آکوردی پُرطنین به پایان رساند.
The bell sounded more sonorous inside the stone chamber.
صدای زنگ درون اتاق سنگی طنین بیشتری داشت.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است و معمولاً در توصیف صدا، زنگ و موسیقی بار تحسینآمیز دارد.
