معنی ۱neutral · 90%
پوشیده یا لکهدار شده با دودهٔ سیاهِ حاصل از سوختن سوخت یا مواد دیگر.
مثالهای طبیعی
His sooty hands left marks on the wall.
دستهای دودهگرفتهاش روی دیوار رد گذاشت.
The ceiling remained sooty after the small fire.
سقف پس از آتشسوزی کوچک همچنان دودهآلود بود.
The old lantern was sootier than the others.
چراغ قدیمی از بقیه دودهگرفتهتر بود.
نکتهٔ کاربردی
Soot پسماند تیرهٔ سوختن ناقص است؛ خاک معمولی یا گردوغبار لزوماً دوده نیست.
