معنی ۱formal · 84%
درگیر با جادوی فراطبیعی یا نیروهایی که به جادوگر نسبت داده میشوند.
مثالهای طبیعی
A sorcerous spell protected the gate at night.
شبها افسونی جادویی از دروازه محافظت میکرد.
Her sorcerous powers frightened the villagers.
قدرتهای جادویی او روستاییان را میترساند.
The amulet held a sorcerous force nobody understood.
آن تعویذ نیرویی جادویی در خود داشت که هیچکس آن را درک نمیکرد.
نکتهٔ کاربردی
بیرون از ادبیات فانتزی یا نوشتههای ادبی کمکاربرد است و معمولاً درجهبندی نمیشود.
