به میزان بسیار زیاد، بهویژه هنگام نیاز یا دلتنگی.
مثالهای طبیعی
Your experience is sorely needed on this project.
تجربهٔ تو در این پروژه واقعاً بهشدت موردنیاز است.
She was sorely disappointed by the decision.
او از آن تصمیم عمیقاً ناامید شد.
Will his leadership be sorely missed?
آیا نبودِ رهبری او بهشدت احساس خواهد شد؟
نکتهٔ کاربردی
sorely اغلب با missed، needed، disappointed یا lacking میآید.
