معنی ۱neutral · 86%
اندوه عمیق، بهویژه پس از یک فقدان.
مثالهای طبیعی
Words cannot ease the sorrow of losing a friend.
هیچ کلمهای نمیتواند اندوه از دست دادن دوست را تسکین دهد.
Her face showed sorrow after the news.
بعد از شنیدن خبر، اندوه در چهرهاش پیدا بود.
The community shared his sorrow at the funeral.
مردم در مراسم خاکسپاری در غم او شریک شدند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان اندوه کلی، sorrow معمولاً بدون a به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— اندوه عمیق
