معنی ۱neutral · 90%
غذایی مایع که با پختن سبزیجات، گوشت یا غذاهای دیگر در آب تهیه میشود.
مثالهای طبیعی
I am having soup for lunch.
من برای ناهار سوپ میخورم.
Would you like some soup?
آیا کمی سوپ میخواهید؟
The soup is still hot.
سوپ هنوز داغ است.
نکتهٔ کاربردی
Soup معمولاً وقتی به غذا اشاره میکند، غیرقابلشمارش است؛ بنابراین از some soup یا a bowl of soup استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— مقدار سوپی که در یک کاسه سرو میشود

