معنی ۱neutral · 90%
به سمت جنوب یا در جهت جنوب.
مثالهای طبیعی
We drove south for two hours.
ما دو ساعت به سمت جنوب رانندگی کردیم.
Many birds fly south in winter.
بسیاری از پرندگان در زمستان به سمت جنوب پرواز میکنند.
This road goes south from here.
این جاده از اینجا به سمت جنوب میرود.
نکتهٔ کاربردی
south در نقش قید معمولاً پس از فعل حرکتی مانند go، drive یا fly میآید.
ترکیبهای رایج
— به سمت جنوب حرکت کردن
