معنی ۱neutral · 85%
واقع در جنوبشرقی یک ناحیه یا مربوط به آن، یا آمده از آن جهت
مثالهای طبیعی
Southeastern villages may get heavy rain tonight.
ممکن است امشب در روستاهای جنوبشرقی باران شدیدی ببارد.
We explored the southeastern coast in July.
در ماه ژوئیه سواحل جنوبشرقی را گشتیم.
A southeastern wind brought warmer air inland.
بادی از سمت جنوبشرق، هوای گرمتری را به مناطق داخلی آورد.
نکتهٔ کاربردی
صفتهای مربوط به جهتهای جغرافیایی معمولاً مقایسه نمیشوند؛ در توصیفهای ساده از more southeastern پرهیز کن.
