معنی ۱neutral · 90%
کل طول زمان، فاصله یا گستره میان دو حد
مثالهای طبیعی
Her career covered a span of four decades.
حرفهٔ او بازهای چهار دههای را پوشش داد.
The central span measures nearly two hundred metres.
دهانهٔ مرکزی نزدیک به دویست متر طول دارد.
Attention span varies considerably among participants.
دامنهٔ توجه میان شرکتکنندگان بسیار متفاوت است.
نکتهٔ کاربردی
برای کل مدت یا فاصله از یک حد تا حد دیگر از `span` استفاده کنید.
