معنی ۱neutral · 90%
باعث آغاز ناگهانی یک رویداد، واکنش، بحث یا تغییر شدن
مثالهای طبیعی
The proposal sparked a fierce public debate.
این پیشنهاد بحث عمومی شدیدی را برانگیخت.
The finding sparked renewed interest in the technique.
این یافته علاقهٔ دوبارهای به این روش ایجاد کرد.
The announcement sparked protests across several departments.
اعلام خبر در چند بخش اعتراضهایی را برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
وقتی یک عمل یا رویداد باعث شروع بحث، واکنش، علاقه، اعتراض یا جنجال میشود از `spark + noun` استفاده کنید.
