ذرهٔ کوچک و درخشان مادهٔ سوزان یا جرقهٔ برق.
مثالهای طبیعی
A spark landed on the dry grass.
جرقهای روی علف خشک افتاد.
The damaged socket produced several sparks.
پریز آسیبدیده چند جرقه تولید کرد.
Sparks flew when the worker cut the steel.
وقتی کارگر فولاد را برید، جرقهها پریدند.
نکتهٔ کاربردی
برای جرقهٔ واقعیِ آتش یا برق به کار میرود؛ در حالت جمع، sparks flew میتواند برخورد فلزها را توصیف کند.
