تخمهایی که ماهی، قورباغه یا جانوران مشابه میگذارند.
مثالهای طبیعی
The pond was full of frog spawn.
برکه پر از تخم قورباغه بود.
Fish spawn covered the shallow stones.
تخمهای ماهی سنگهای کمعمق را پوشانده بود.
Have you noticed fresh spawn near the reeds?
نزدیک نیزار تخمهای تازهای دیدهای؟
نکتهٔ کاربردی
spawn برای انبوه تخمهای آبزیان معمولاً غیرقابلشمارش است.
