معنی ۱neutral · 85%
کسی که در یک موضوع یا رشتهٔ کاری مشخص، دانش یا آموزش عمیق دارد
مثالهای طبیعی
My doctor referred me to a heart specialist.
پزشکم مرا به متخصص قلب ارجاع داد.
The specialist fixed a difficult network problem.
متخصص توانست یک مشکل پیچیدهٔ شبکه را برطرف کند.
We consulted specialists in ancient art.
ما با متخصصان هنر باستان مشورت کردیم.
نکتهٔ کاربردی
A specialist in a field به فرد متخصص اشاره دارد؛ specialist shop کاربرد متفاوت صفتی این واژه است.
