معنی ۱neutral · 90%
طراحیشده، آموزشدیده یا توسعهیافته برای هدف، موضوع یا نوع کار خاص
مثالهای طبیعی
The hospital provides specialized care for severe burns.
بیمارستان مراقبت تخصصی برای سوختگیهای شدید ارائه میکند.
Her role requires highly specialized technical knowledge.
نقش او به دانش فنی بسیار تخصصی نیاز دارد.
This device is more specialized than the standard model.
این دستگاه تخصصیتر از مدل استاندارد است.
نکتهٔ کاربردی
برای دانش، آموزش، خدمات یا تجهیزاتی که بر یک حوزه یا کارکرد خاص تمرکز دارند از `specialized` استفاده کنید.
