موضوع، مهارت یا حوزهٔ کاری که کسی در آن دانش و توانایی ویژه دارد
مثالهای طبیعی
Database security is her specialty.
امنیت پایگاه داده تخصص اوست.
The hospital offers several specialties.
این بیمارستان چند تخصص مختلف ارائه میکند.
Restoring old photographs became his specialty.
مرمت عکسهای قدیمی به تخصص او تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
specialty حوزهای مشخص از دانش یا مهارت است؛ در انگلیسی بریتانیایی speciality یا specialism نیز کاربرد دارد.
