معنی ۱neutral · 90%
نمونهای از ماده، جاندار یا مواد که برای بررسی، مطالعه یا آزمایش جمعآوری میشود
مثالهای طبیعی
The specimen was labelled before entering the laboratory.
نمونه پیش از ورود به آزمایشگاه برچسبگذاری شد.
Researchers collected specimens from several coastal sites.
پژوهشگران از چند نقطهٔ ساحلی نمونه جمعآوری کردند.
The clinic asked for a fresh specimen that morning.
درمانگاه آن صبح یک نمونهٔ تازه درخواست کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای نمونهای که عمداً جمعآوری شده تا بررسی، آزمایش یا نگهداری شود از `specimen` استفاده کنید.
