معنی ۱neutral · 90%
بحث یا ایدههایی دربارهٔ آنچه ممکن است درست باشد، وقتی واقعیتها معلوم نیستند
مثالهای طبیعی
There is growing speculation about the company's future.
گمانهزنی دربارهٔ آیندهٔ شرکت رو به افزایش است.
Speculation that he would resign spread quickly.
گمانهزنی دربارهٔ اینکه او استعفا خواهد داد بهسرعت پخش شد.
Recent speculation has pushed the share price higher.
گمانهزنیهای اخیر قیمت سهام را بالاتر برده است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی `speculation` به حدسوگمان عمومی در رسانهها، جامعه یا بازار اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.

