معنی ۱neutral · 95%
سخنرانی رسمی در برابر گروهی از مردم
مثالهای طبیعی
Her father gave a short speech at dinner.
پدرش هنگام شام یک سخنرانی کوتاه کرد.
The speech focused on education and work.
سخنرانی بر آموزش و کار تمرکز داشت.
Several speeches were given during the ceremony.
در طول مراسم چند سخنرانی انجام شد.
نکتهٔ کاربردی
فعل رایج همراه speech واژهٔ give است: give a speech.
ترکیبهای رایج
— یک سخنرانی رسمی در برابر جمع انجام دادن

