معنی ۱informal · 80%
مبلغی از پول که برای کالا یا خدمات پرداخت میشود
مثالهای طبیعی
Our advertising spend increased this month.
هزینهکرد تبلیغاتی ما این ماه بالا رفت.
The annual spend exceeded the budget.
هزینهٔ سالانه از بودجه بیشتر شد.
They reduced their marketing spend.
آنها هزینهکرد بازاریابی را کاهش دادند.
نکتهٔ کاربردی
spend در نقش اسم بیشتر در اصطلاحات تجاری مانند advertising spend به کار میرود.
