پول را برای خرید چیزی یا پرداخت هزینهٔ چیزی استفاده کردن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
خرج کردن
Deutsch
ausgeben
Հայերեն
ծախսել
tsakhsel
مثالهای طبیعی
I spend money on books.
من برای کتاب پول خرج میکنم.
She spends a lot on clothes.
او برای لباس خیلی پول خرج میکند.
