معنی ۱neutral · 86%
کسی که مرتب پولش را بیفکر یا بیهوده خرج میکند.
مثالهای طبیعی
Her brother is a spendthrift who never saves.
برادرش آدم ولخرجی است که هیچوقت پسانداز نمیکند.
The young heir became a notorious spendthrift.
وارث جوان به ولخرجی بدنام تبدیل شد.
Even spendthrifts can learn to follow a budget.
حتی افراد ولخرج هم میتوانند یاد بگیرند طبق بودجه خرج کنند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه ممکن است گمراهکننده باشد، چون thrift معمولاً به صرفهجویی اشاره دارد؛ اما spendthrift معنایی برعکس دارد.
