حرکت چرخیدن سریع و پیدرپی به دور خود یا یک محور
مثالهای طبیعی
The spinning made my little brother dizzy.
آنهمه چرخیدن، سر برادر کوچکم را گیج برد.
Spinning stops when the machine door opens.
وقتی در دستگاه باز میشود، چرخش متوقف میشود.
I enjoy spinning, but only for a short time.
از چرخیدن لذت میبرم، اما فقط برای مدت کوتاه.
نکتهٔ کاربردی
Spinning در اینجا نام حرکت چرخشی است، نه نام جسمی که میچرخد.
