معنی ۱formal · 90%
به شکل خار یا زائدهای برجسته و نوکتیز، یا تشکیلدهندهٔ چنین زائدهای.
مثالهای طبیعی
The instructor pointed to a spinous process on the vertebra.
استاد به زائدهٔ خاری یکی از مهرهها اشاره کرد.
The fossil showed spinous projections along its back.
فسیل برجستگیهای خارمانندی در امتداد پشت خود نشان میداد.
The doctor felt a spinous projection beneath the skin.
پزشک برآمدگی خاریِ زیر پوست را لمس کرد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیفهای کالبدشناختی یا علمی به کار میرود، نه گفتوگوی روزمره.
