معنوی؛ روحانی.
مثالهای طبیعی
Meditation can be part of a spiritual practice.
مراقبه میتواند بخشی از تمرین معنوی باشد.
The journey had a deep spiritual meaning for her.
سفر برای او معنای معنوی عمیقی داشت.
They talked about their spiritual beliefs.
دربارهٔ باورهای معنویشان صحبت کردند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «spiritual practice»، «spiritual» در معنای «معنوی» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
