به کیفیت، لذت یا اثر چیزی آسیب زدن
مثالهای طبیعی
Don't spoil the ending before I watch it.
پیش از اینکه آن را ببینم، پایان داستان را لو نده.
Heavy rain spoiled our picnic in the park.
باران شدید پیکنیک ما در پارک را خراب کرد.
The bright reflection spoiled an otherwise good photo.
بازتاب روشن، یک عکس خوب را خراب کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Spoil` اغلب یعنی یک تجربه، نتیجه یا برنامه را کملذتتر یا کمموفقتر کردن.
