یکی از میلههای باریک میان توپی چرخ و طوقهٔ آن.
مثالهای طبیعی
A spoke broke on my bicycle wheel.
یکی از پرههای چرخ دوچرخهام شکست.
The mechanic replaced several rusty spokes.
مکانیک چند پرهٔ زنگزده را عوض کرد.
Can you tighten this loose spoke?
میتوانی این پرهٔ شل را محکم کنی؟
نکتهٔ کاربردی
spoke اینجا اسم است؛ spoke همچنین گذشتهٔ فعل speak است.
